الشيخ المنتظري
106
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
حضرت مىفرمايند : « فإنّها » اين دنيا « عند ذوى العقول » نزد صاحبان عقل و خرد « كفىء الظّلّ » مانند برگشتن سايه است ، « بينا تراه سابغاً » همين كه آن را فراوان و بزرگ و طولانى مىبينيد « حتّى قلص » تا اين كه تمام مىشود و شب فرا مىرسد ، « و زائداً حتّى نقص » و وقتى آن را زياد مىبينيد به نقصان مىگرايد تا اين كه كم مىشود و نابود مىگردد ; مانند سايه قبل از ظهر . دنيا در كلام حضرت به سايه تشبيه شده ، و اين دلالت بر كمال بى ارزشى و بى پايگى دنيا دارد ، صاحبان عقل و خرد براى دنيا ارزشى قائل نيستند و آن را همانند سايه اى كه پايه و اساسى ندارد مىدانند . دنيا فقط وسيله رسيدن به اهداف عالى آخرت است ، و همان گونه كه حضرت در ابتداى همين خطبه فرموده اند « لايسلم منها الاّ فيها » انسان در اين دنيا و به وسيله همين دنيا سعادتمند مىشود ، مال دنيا براى رسيدن به سعادت آخرت است ، مقام و رياست دنيا براى انجام وظيفه و رسيدن به مقام آخرت است ، و خلاصه اين دنيا وسيله است نه هدف ، و باز به تعبير حضرت « لاينجى بشىء كان لها » نجات نيست به چيزى كه براى دنياست ، ثروت و مقام دنيا اگر براى همين دنيا باشد فقط مايه فخر به ديگران است و هيچ گرفتارى اخروى را بر طرف نمىكند . والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته